مقاله


کد مقاله : 13980904193636

عنوان مقاله : پرسش

کلمات کلیدی : پرسش

نشریه شماره : 18 فصل پاییز - زمستان 1397

مشاهده شده : 328

فایل های مقاله : 68 KB


نویسندگان

  نام و نام خانوادگی پست الکترونیک مرتبه علمی مدرک تحصیلی مسئول
1 زهره حسینی خامنه‌ای zohrehhosaini@yahoo.com دانشجو دانشجوی دکترا

چکیده مقاله

«و ما كان لِنفسٍ أن تؤمن اِلّا بإذن ‌الله و يَجعلُ الرجسَ علي ‌الذين لايعقلون» (يونس/100). «هيچكس را نسزد كه ايمان بياورد مگر به اذن (توفيق) خدا، و خدا پليدي را بركساني قرار ميدهد كه نمي‌انديشند». انسان، پرسشگر است و پرسش از خود يا ديگران، از خصوصيات بشر است. پرسش در نگاه علمي وسيله معرفت‌شناسي است و حكمت همينگونه ساخته ميشود. پرسش در انسان، نداي فطرت پاك انساني است و با كنجكاوي حيواني كه امري غريزي است متفاوت است. انسان با پرسش به كشف عالم و درك آن نائل ميشود. فلاسفه و حكماي اسلامي سه پرسش اساسي را مطرح كرده‌اند: 1) پرسش از هستي 2) پرسش از چيستي 3) پرسش از چرايي پرسش، رشد معنوي و فكري خاصي را طلب ميكند. دامنه و محدوده پرسشهاي انسان نامحدود است و شامل وجود و هستي، ماده و فراماده در همه ادوار و عرصه‌ها ميشود. اگر «تفكر» زائيده پرسشگري باشد و حركت از مبدأ تا مقصد را سفر بناميم، پرسشگري و تفكر، سير و سفري معنوي و عقلاني و درون ـ ذاتي است كه حكيم ملاصدراي شيرازي چه زيبا و بجا «أسفار أربعه» يا «سفرهاي چهارگانه» در اين وادي را مطرح كرده است. چندي پيش جمله‌يي از يك نظريه‌پرداز عملگرا ملاحظه كردم كه توجه مرا بخود جلب كرد: «بسياري از مشكلات بشر از نوع سؤال پرسيدن او شروع ميشود. وقتي يك سؤال با «چرا» شروع ميشود، پاسخ دهنده بدنبال جواب در تجربيات قديم و گذشته است، در حالي كه وقتي سؤال با «چگونه و چطور» آغاز ميشود، ذهن ما را به حال و آينده ميكشاند و خلاقيت انسان را بيدار ميكند». وي اعتقاد داشت جواب سؤالهايي كه با «چگونه و چطور» آغاز ميگردد علاوه بر پاسخ چرايي مسئله، راهكار عملي براي برون‌رفت يا حقيقت بخشي يك چيز را بيان ميكند و انسان را به تفحص، تحقيق و تفكر بيشتر وادار ميسازد. پاسخ سؤالاتي كه با «چرا» آغاز ميشود، دلايل ناتواني انسان است و پاسخ به سؤالاتي كه با «چگونه» آغاز ميشود، سرشار از انرژي مثبت و اميدواري به آينده است. وي استدلال ميكند كه شخصيتهاي بزرگي همچون گاندي سؤالهايشان را با چگونه پرسيدند تا توانستند دنيا را تغيير بدهند. البته نظر حقير متفاوت است و سؤالات چرايي را حاكي از نااميدي و يأس نميدانم بلكه در اكثر اوقات اين سؤالات دست پيدا كردن به سرچشمة مسائل است و اين دستيابي به علت ميتواند به حل مسئله كمك شاياني نمايد. اين ادوات پرسشي ميتواند در كنار هم قرار گيرند و به هم كمك كنند تا هم علّتها كشف گردند و هم راه‌حلها ارائه شوند؛ بطوركلي، جدا كردن حكمت نظري و حكمت عملي كاري نادرست است. حكمت نظري با چرايي ميتواند مباني نظري و پايه‌هاي حكمت عملي را فراهم آورد و سپس حكمت عملي با چگونه و چطور ميتواند براي حل مشكلات، راه‌حل ارائه نمايد. متأسفانه نظريات اكثر فلاسفه غربي تك‌بعدي است و اغلب به برجسته كردن يك جنبه يا يك بعد، علاقه و تمايل زيادي دارند و وجود خود را در نفي آراء قبل از خويش ميدانند و (برخلاف ملاصدرا) نظر خود را با ديدي باز، رويكرد واقع‌نگر و تلفيقي ارائه نميكنند... . در اين بحث نيز آنچه مشهود است، اهميت و ارزش پرسش و پرسشگري است و اينكه پرسشها انسانها را بيدار ميكنند و ايده‌هاي نو برمي‌انگيزند. پرسش، سرآغاز تخيل، سرآغاز خلاقيت، و خلاقيت كودكان ارزشمندترين دارايي يك ملت است كه بايد پاس داشته شود. تخيل همه جهان را در بر ميگيرد و همة آنچه در آينده دانسته و درك خواهد شد، در خلاقيت نهفته است از اينرو بايد سعي كنيم به كودكان آموزش دهيم كه بجاي قضاوت، بينديشند و در انديشه خود، خلاق باشند و برانگيختن اين ميل طبيعي و فطري در كودكان در حوزه وظايف ماست.